لطفا یک ایمیل صحیح وارد نمایید

پنهان رمز عبور وارد شده قابل قبول نیست.

بازیابی رمز عبور؟

فقط حرف و عدد قابل قبول است.

لطفا یک ایمیل صحیح وارد نمایید

پنهان رمز عبور وارد شده قابل قبول نیست.

جهت بازیابی گذرواژه خود لطفا پست الترونیک خود را وارد نمایید!

Error message here!

بازگشت به ورود

قوانین درج دیدگاه

  • - دیدگاه‌های نژادپرستانه و قومیتی قابل انتشار نیست.
  • - دیدگاه‌های حاوی توهین و افترا به ادیان، مذاهب و اشخاص قابل انتشار نیست.
  • - دیدگاه‌های مصداق هرزنامه و تبلیغات قابل انتشار نیست.
  • - دیدگاه‌های حاوی کلمات نامناسب و خلاف عرف قابل انتشار نیست.

اشتراک خبر در شبکه‌های اجتماعی

Close
دکتر سیدمحسن طباطبایی مزدآبادی

تارنمای دکتر سیدمحسن طباطبائی مزدآبادی

تارنمای دکتر سیدمحسن طباطبائی مزدآبادی

چند‌رسانه‌ای | ۳۳ سال قبل | کد خبر: ۴۹۵

سخنرانی پیش از خطبه نماز جمعه تهران

سخنرانی پیش از خطبه نماز جمعه تهران، دکتر سید محسن طباطبایی مزدآبادی

[مطلب کامل]
می‌پسندم (3) دیدگاه اشتراک
Avatar Image

    تارنمای دکتر سیدمحسن طباطبائی مزدآبادی

    چند‌رسانه‌ای | ۳۷ سال قبل | کد خبر: ۴۵۰

    می‌پسندم (84) دیدگاه اشتراک
    Avatar Image

      تارنمای دکتر سیدمحسن طباطبائی مزدآبادی

      چند‌رسانه‌ای | ۳۷ سال قبل | کد خبر: ۴۴۹

      می‌پسندم دیدگاه اشتراک
      Avatar Image

        تارنمای دکتر سیدمحسن طباطبائی مزدآبادی

        جامعه | ۳ روز قبل | کد خبر: ۷۰۵

        تحقق «شفافیت» با هوشمندسازی شهر

        شفافیت یکی از شاخصهای مهم حکمروایی خوب شهری است. از آنجا که شهروندان از تصمیمات مدیریت شهری تاثیر می پذیرند و ذینفع هستند، حق طبیعی آنهاست که بدانند این تصمیمات چگونه اتخاذ شده اند و چه فرایندی را طی کرده­ اند.

        [ادامه] [مطلب کامل]

        مدیریت شفاف شهری این فرصت را برای شهروندان فراهم می­کند تا تصویر دقیق­تری از آنچه که در شهر اتفاق می­افتد داشته باشند. آنها می­توانند عملکرد سازمانهای مدیریت شهری را واضح­ تر ببیند و ارزیابی کنند و مدیران شهری را وادار به پاسخگویی کند. هدف از شفافیت ارائه اطلاعات ضروری به مردم، افزایش مشارکتهای عمومی و الزام مدیران و تصمیم گیران به پاسخگویی است. سامانه شفافیت شهرداری تهران که از فروردین 97 آغاز به کار کرده گام نخست است اما تا رسیدن به وضع مطلوب در زمینه شفافیت راه طولانی باقی مانده است. در این سامانه مشخصات قراردادهای کلان شهرداری، لایحه بودجه، اطلاعات شهرسازی، اطلاعات محدودی راجع به مدیران و کارکنان شهرداری و اسامی دریافت کنندگان طرح ترافیک خبرنگاری بارگذاری شده است اما هنوز اطلاعات زیادی وجود دارد که باید به آن اضافه شود.

        در گزارشی که موسسات JLL و LASALLE با عنوان شاخص شفافیت جهانی در زمینه مستغلات در سال 2018 ارائه کرده اند تهران در بین 158 کلانشهر دنیا در رتبه 132 در کنار شهرهایی مانند کراچی و آکرا و در سطح شفافیت پایین قرار دارد و همچنان شهرهایی مانند لندن سیدنی و سان فرانسیسکو در صدر قرار دارند و شهرهایی همچون کارکاس، طرابلس ، داکار و بغداد در قعر حضور دارند در این خصوص می توان گفت شفافیت فقط به معنای بارگذاری چند ردیف اطلاعات نیست بلکه شفافیت به یک بستر شفاف، روند و فرایند شفاف و خروجی شفاف وابسته است. این اطلاعاتی که بر روی سامانه شفافیت شهرداری تهران قرار داده شده است در حقیقت داده(Data) است و نه اطلاعات(information) صرف اینکه شهروند بداند قرارداد فلان پروژه چه مبلغی است است توان تحلیل به او نمی دهد چراکه به عنوان نمونه شهروند باید بداند واگذاری فلان پروژه در چه زمانی، بر چه اساسی و طی چه سازوکاری و با کدام مکانیسم قیمت گذاری به شخص حقیقی یا حقوقی مورد نظر واگذار شده است. صرف دانستن مبلغ قرارداد به معنای شفافیت نیست. در ارتباط با مدیران نیز وضع به همین منوال است زمانی می توانیم ادعا کنیم شفافیت وجود دارد که چارچوب انتخاب مدیران در معرض دید عموم قرار گیرد و ملاکهای انتخاب آنها و مسیری که برای برگزیده شدن آنها طی شده به طور شفاف ارائه شود. مبلغ حکم که فقط بخشی از دریافتی مدیران یا کارکنان است کمک چندانی به شفافیت به عنوان یکی از ارکان دموکراسی شهری نمی کند. در مورد بودجه نیز وضع به همین منوال است صرف بارگذاری کتاب بودجه سالانه اطلاعات کافی به شهروندان ارائه نمی‌کند 43 شرکت و سازمان زیرمجموعه تهران چه ارتباطی با تهران دارند؟ بودجه آنها چه مقدار است؟ چه کسی بر آنها نظارت می کند؟ حقوق و دستمزد در آنها چگونه محاسبه می‌شود میزان وابستگی آنها به شهرداری چقدر است و چندین و چند سوال دیگر که در سامانه شفافیت پاسخی برای آنها یافت نمی­شود.

        موضوع مهم دیگر در شفافیت شهری و به اصطلاح شهرداری شیشه ای، مشارکت شهروندان در مدیریت شهر است به عبارتی باید راهی برای دریافت نقطه نظرات و پیشنهادات آنها بر روی جزئی ترین پروژه ها وجود داشته باشد فقط ارائه اطلاعات به شهروندان مهم نیست بلکه گرفتن اطلاعات از آنها نیز سهم مهمی در شفافیت شهری دارد. موضوع دیگر در این خصوص که قابل ذکر است اطلاع رسانی در خصوص سامانه شفافیت است به عبارت روشنتر شفافیت شهری علاوه بر یک وبسایت باید از طریق مراکز علمی و تحقیقاتی، توزیع بروشور، راه انداختن کمپین، رسانه های ارتباط جمعی، فضای مجازی و شبکه های اجتماعی و همه ابزارهای بحث و گفتگو انجام شده و نهادینه شود به نظر می رسد شهرداری تهران در زمینه گفتمان سازی از شفافیت نیز تاکنون فقط گامهای ابتدایی را برداشته است چرا که بسیاری از شهروندان ممکن است در جریان وبسایت سامانه شفافیت نباشند و باید به طرق مختلف آنها را از این سامانه و کارگرد آن آگاه ساخت.

        در پایان باید گفت آنچه که شفافیت شهری را بیشتر ممکن می کند تکنولوژی و فناوریهای اطلاعات و ارتباطات است هرچه شهر به سمت هوشمندتر شدن پیش برود و زیرساختهای شهر هوشمند آماده شود شفافیت نیز امکان تحقق بیشتری پیدا می کند. با این تفاسیر به نظر می رسد شهرداری تهران باید ظرفیتهای خود را برای ارتقاء شفافیت بالاتر ببرد که در آن صورت اعتماد عمومی و مشارکت شهروندی را در پی خواهد داشت.

         منبع : شهرنوشت
        تاریخ انتشار : 1398/05/01

        [مخفی] [مطلب کامل]
        می‌پسندم دیدگاه اشتراک
        Avatar Image

          تارنمای دکتر سیدمحسن طباطبائی مزدآبادی

          جامعه | ۱۶ روز قبل | کد خبر: ۷۰۴

          ابعاد شش‌گانه شهر هوشمند

          کلانشهر تهران چند سالی است حرکت به سمت هوشمند شدن را در دستور کار خود قرار داده است. این حرکت هم در طرحها و برنامه های کلان شهر به چشم می خورد و هم در راهبردها و سیاستهای اجرایی وجود دارد.

          [ادامه] [مطلب کامل]

          در برنامه پنج ساله سوم شهر تهران مصوب 30/10/97 شورای اسلامی شهر تهران که در11 فصل تنظیم و ارائه شده است، فصل سوم به موضوع مهم نوآوری و هوشمندسازی اختصاص داده شده است. علاوه بر آن برگزاری کنفرانسها و همایشهای متعدد با محوریت تهران هوشمند نیز در راستای گفتمان سازی و نهادینه کردن مفهوم و مبانی شهر هوشمند گامهای مهم دیگری بوده اند. از منظر عملیاتی نیز تاکنون اقداماتی عمدتاً در حوزه هوشمندسازی حمل و نقل مانند مراکز کنترل ترافیک، تردد شمارها، سامانه پرداخت الکترونیک کرایه تاکسی، کارت بلیطهای یکپارچه کال سنتر و ...انجام گرفته است.

           اما برای تحقق شهر هوشمند به معنای واقعی کلمه و منطبق بر آنچه که در تجارب سایر کشورها دیده می شود راه درازی پیش رو قرار دارد و نگاه تک بعدی و صرفاً مبتنی بر حمل و نقل شهری غفلت از اصل موضوع شهر هوشمند است. باید یادآوری کرد که شهر هوشمند یک سیستم به هم پیوسته بوده و دارای ابعاد شش گانه اقتصاد هوشمند، پویایی و تحرک هوشمند، محیط زیست هوشمند، حکمرانی و مدیریت هوشمند، مردم هوشمند و زندگی هوشمند است که هر کدام از این ابعاد نیز دارای مولفه ها، ویژگی­ها و مشخصه­های مهمی هستند. این ابعاد نشان می دهد چنانچه شهری بخواهد در مسیر هوشمندسازی موفق باشد بایستی در همه این ابعاد تلاش کرده و رو به جلو حرکت کرده باشد که به نظر می رسد در خصوص تهران این امر محقق نشده است.

          ابعاد مذکور در واقع ستونهای شهر هوشمند هستند و باید با آنها یکسان برخورد شود و چنانچه یک بعد از آنها نادیده گرفته شود اصولا شهر هوشمند شکل نمی گیرد چرا که به عنوان مثال هوشمند کردن حمل و نقل برای مردمی که به آن آگاهی نداشته باشند و یا مدیریتی که بر آن مسلط نباشد راه به جایی نخواهد برد. و یا در زمینه اقتصاد شهر هوشمند، چنین شهری DNA اقتصادی خود را کاملا شناخته و درک می کند. اقتصاد شهر هوشمند باید بر مبنای نوآوری و خلاقیت باشد که با حمایت دانشگاهها و مراکز علمی و با تکیه بر دستاوردهای آنها بر لبه های دانش حرکت می کند، این شهر به ایده های نو خوش آمد می گوید ، چراغ کارآفرینی در آن همواره روشن است و فرصتهای متنوع اقتصادی را پیش پای شهروندان قرار می دهد.

          در حقیقت شهری مبتنی بر اقتصاد هوشمند، محلی می اندیشد منطقه ای عمل می کند و جهانی رقابت می کند. در خصوص تحرک و پویایی هوشمند، شهری هوشمند شهری پرجنب و جوش و نه صرفاً شلوغ است که بر روی پیاده روی و دوچرخه سواری تمرکز دارد به نحوی که شهروندان از مسیر لذت ببرند و نه فقط به فکر انتهای مسیر و مقصد باشند. در این شهر کودکان، سالمندان، معلولان و ... هرکدام دارای مسیر تحرک خود هستند و جایگاه آنها در برنامه ریزی و سیاستگذاری محترم شمرده می شود.

          در بعد زیست محیطی یک شهر هوشمند شهری سبز است که ریشه در محیط طبیعی خود دارد. از تنوع زیستی خود حمایت و محافظت می کند و میراث اکولوژیک و منابع طبیعی خود را تاراج نمی کند. در زمینه زندگی هوشمند یک شهر هوشمند دارای کیفیت زندگی بالا ارزشهای مشترک و ایمنی و امنیت است.

          در عصر اینترنت اشیاء مشخصاً امنیت هوشمند موضوعی بسیار مهم است. نمی توان از تکنولوژیها و فناوری ارتباطات و اطلاعات استفاده کرد اما از خطرات آن غافل ماند. این امر در دنیا نیز محل بحث و چالش است. می توان گفت شهرهای هوشمند عرصه یک رقص دیجیتال توسط داده ها و اطلاعات و حسگرها هستند اما این رقص خیلی زود می تواند به تراژدی تبدیل شود. در ابتدای سال 2018 شرکت IBM  از طریق برنامه تست امنیتی( ایکی فورس رد) بیش از 17مورد آسیب پذیری را در سنسورهای شهرهای هوشمند گزارش کرد. به گفته یکی از کارشناسان IBM هرگونه آسیب پذیری حسگرها اجازه ورود و دستکاری داده ها را هکرها خواهد داد و مهم است که بخاطر بسپاریم که حتی یک هشدار اشتباه توسط یک سنسور چگونه می تواند وحشت عمومی را در یک شهر در پی داشته باشد. به عنوان نمونه هکرها می توانند با ورود به مرکز داده های کنترل ترافیک و زیرساختها و اطلاعات آن و دستکاری این داده ها و دادن اطلاعات اشتباه همزمان تمام شهر را به ترافیکی گسترده دچار کنند و مسیرهای اصلی و کلیدی شهر را مسدود کنند. ارسال گزارشهای نادرست برای شهروندان مبنی بر قطع شدن آب، در پیش بودن طوفان، محتمل بودن زلزله و دستکاری دیگر علائم هشدار دهنده مخاطرات، می تواند باعث اخلال در نظم عمومی شهر شده و خسارات جبران ناپذیری را به بار آورد.

          امروزه بسیاری از شهرهای هوشمند شهروندان خود را به آنلاین بودن ترغیب می کنند، بسیاری از مراکز و سازمانها و شرکتها کارمندان خود را داشتن حساب در شبکه های اجتماعی تشویق و حتی اجبار می کنند اما کمتر چیزی در مورد امنیت این فضاها به آنها آموزش داده می شود. خطر اینکه کاربران تنظیمات مربوط به حریم خصوصی و امنیت اطلاعات را نادیده بگیرند ضریب توفیق کلاهبرداران و هکرها و سارقان سایبری را افزایش می دهد. ذکر این مثال برای تاکید بر اهمیت این موضوع است که زمانیکه از هوشمند سازی صحبت می کنید باید بر همه ابعاد آن اشراف داشته باشیم. 

          یکی دیگر از ابعاد مهم شهر هوشمند مدیریت هوشمند شهری است واقعیت این است که شهرهای هوشمند به مدیریت هوشمند نیاز دارند. مدیریتی که شفاف، مسئولیت پذیر و پاسخگو باشد. مدیریت شهری قرن بیستمی، در حالیکه شهروندان ابزارهای قرن بیست­ و­ یکمی از جمله دسترسی فزاینده به اینترنت، تلفن­های همراه هوشمند و رسانه­ های اجتماعی را در اختیار دارند، ناکارآمد خواهد بود. حکمروایی شهری هوشمند، از طریق اصلاح روشهای مدیریت، اشتراک­ گذاری اطلاعات جهت دسترسی شهروندان،(به عنوان مثال در شهر شیکاگو بیش از850 و در نیویورک بیش 1306 پایگاه داده و اطلاعات بصورت باز و قابل دسترسی وجود دارد) تعامل با شهروندان و دخالت دادن آنها در تصمیم­ سازی و تصمیم­ گیری، به ایفای نقش می­پردازد.

          یکی از وظایف مدیریت شهری فراهم کردن زیرساختها و قابلیت­های استفاده از تکنولوژی ارتباطات و فناوری اطلاعات است. فرایند پیاده ­سازی زیرساخت­های تکنولوژیکی همواره ممکن است تحت تأثیر برخی چالش­ها و نگرانی­ها، دچار وقفه و حتی توقف شود که مدیریت شهری می­بایست آمادگی عبور از این موانع را داشته باشد. با این تفاسیر به نظر می رسد هوشمند سازی شهری که سه تا چهار دهه قدمت دارد و مشخصه آن امروزه نه تردد شمار بزرگراهها بلکه IOT است در کلانشهر تهران تا حدودی ساده و تک بعدی نگریسته شده و بایستی مورد بازنگری و جدیت بیشتری قرار گیرد.

           منبع : شهرنوشت
          تاریخ انتشار : 1398/06/12

          [مخفی] [مطلب کامل]
          می‌پسندم دیدگاه اشتراک
          Avatar Image

            تارنمای دکتر سیدمحسن طباطبائی مزدآبادی

            اقتصاد | ۲۷ روز قبل | کد خبر: ۷۰۳

            رتبه‌بندی شهرها، راهی برای تقویت رقابت‌پذیری

            رقابت به جوهر دنیای امروز تبدیل شده است؛ کشورها، شهرها، مناطق، سازمان‌ها، شرکت‌های بزرگ، چند‌ملیتی‌ها حتی مجموعه‌های کوچک نیز به‌طور حریصانه‌ای برای تقویت خود و ارتقای جایگاه خود در جهان رقابتی شده در تلاشند.

            [ادامه] [مطلب کامل]

            شهر اساسا مکان رقابت است و تحریک و تشویق شهر برای رقابت یک اصل است. در همین راستا رتبه‌بندی شهرها به شکل موضوعی جذاب در دو دهه گذشته، چه در مقیاس ملی و چه بین‌المللی درآمده و به‌عنوان یک سیاست استراتژیک و با اهمیت برای تصمیم‌گیران و سرمایه‌گذاران شهری مطرح است. باید گفت اهمیت رتبه‌بندی به‌حدی است که خود رتبه‌بندی شهرها امروزه به شکل یک کسب‌وکار پرسود مطالعاتی برای بسیاری از موسسات بزرگ جهانی مانند اکونومیست، مرسر، فوربس، بروکینگز، آکاردیس و حتی ارگان‌های مرتبط ذیل سازمان ملل متحد درآمده است. رتبه‌بندی شهرها آثار بسیار مهمی دارد؛ اول اینکه توجه عمومی و حتی مجموعه‌های علمی را به موضوعات مهم شهری جلب می‌کند و زمینه گسترده‌ای را برای بحث به‌وجود می‌آورد. این موضوع همچنین باعث می‌شود شهروندان از ویژگی‌های مثبت یک شهر بیشتر آشکار شود و شهروندان آن شهر و دیگران نیز از آن با خبر شوند. همچنین اگر نقطه‌ضعفی در شهر وجود داشته باشد می‌توان اجماعی همگانی را برای برطرف‌کردن آن ایجاد کرد. همان‌طور که اشاره شد شهرها اینک در یک مشاجره جهانی گسترده جهت دریافت یک برچسب هستند.

            آنها تلاش می‌کنند عناوینی مانند شادترین، سالم‌ترین، سبزترین، هوشمندترین، با‌کیفیت‌ترین، زیست‌پذیرترین، کم‌خشونت‌ترین و پایدارترین شهرها را کسب کنند. برندگان و بازندگان این رقابت رتبه‌بندی، سوژه داغ محافل خبری، رسانه‌ها، روزنامه‌ها و گزارش‌ها می‌شوند. شهری با زیست‌پذیری بالا به مقصد گردشگران، دانشجویان برای ادامه تحصیل و مهاجران تبدیل می‌شود. همچنین خشن‌ترین شهر یا ناایمن‌ترین شهر، گردشگران بین‌المللی را دلسرد کرده و از خود دور می‌کند. در جهان سیال و پر از عدم قطعیت امروز یکی از همین برچسب‌ها کافی است که مردم یک شهری را بپذیرند یا بدون ثانیه‌ای فکر‌ کردن به آن پشت کنند. همان‌طور که فرناندو پرادو، مدیر یک موسسه اعتبار‌سنجی و رتبه‌بندی زیست‌پذیری شهرها می‌گوید، نتایج این رتبه‌بندی‌‌ها یقینا نظر مردم را درمورد شهرها تغییر می‌‌دهد. ادواردو اولیویرا، استاد برنامه‌ریزی فضایی دانشگاه گرونینگن هلند می‌گوید رتبه‌بندی شهرها یک سکوی پرتاب برای آنهاست که می‌توانند به اعتبار همان رتبه، تصویری متفاوت از خود ارائه و چشم‌انداز جدیدی از خود ترسیم کنند. و حتی تا مدت‌ها از شهرت شهرشان استفاده کنند. رتبه‌بندی شهرها حاکی از تقاضای روزافزون جهانی برای اندازه‌گیری و سنجش شهری، اندازه‌گیری عملکردها و مقایسه‌های بین‌المللی است. دنیای اندازه‌گیری بسیار متنوع بوده و در یک دوره گسترش سریع قرار دارد. تاکنون بیش از 500 معیار مختلف سنجش شهری در جهان به‌ کار گرفته شده است. این معیارها مدیریت شهری را آگاه و تحت تاثیر قرار می‌دهند. مدیران شهرهای جهان به موضوع رتبه‌بندی اهمیت بسیاری می‌دهند. در سال 2018 زمانی که اکونومیست آخرین نسخه زیست‌پذیرترین شهرها را در جهان ارائه داد، شهردار ملبورن خطاب به مطبوعات گفته بود از دست ‌دادن تاج هفت‌ساله و تحویل آن به وین اتفاق جالبی نیست، اما برای ما یک فرصت است که مکث کنیم و مسیر طی‌شده را ببینیم و دوباره خود را مهیای رقابت در آینده کنیم.

            در ارتباط با ذی‌نفعان رتبه‌بندی می‌توان گفت سیاستگذاران و مقامات شهری اولین گروهی هستند که از رتبه‌بندی شهری بهره‌مند می‌شوند. آنها می‌دانند که این رتبه‌ها صرفا اعداد و ارقامی ناپایدار نیستند، بلکه با زبان شاخص و سنجه به این واقعیت پی می‌برند که عملکرد آنها در کجا قرار گرفته است، نقاط ضعف و قوت آنها چیست، آنها درمورد همتایان خود در شهرهای مختلف اطلاعات کسب خواهند کرد و استراتژی‌های آنها را برای کسب موفقیت پیگیری و مرور خواهند کرد. به‌عنوان مثال اگر شهری در حوزه بهداشت و سلامت سرآمد است چه نوع استراتژی و خط‌مشی‌ای را دنبال کرده است. آنها از لابه‌لای سطور رتبه‌بندی به واقعیت‌هایی درمورد گذشته، حال و آینده شهر پی خواهند برد. ذی‌نفع دوم در رتبه‌بندی شهرها، شهروندان و ساکنان شهر هستند که از طریق ارائه تصویری مطلوب و جایگاهی برتر از شهرشان در فضای ملی و بین‌المللی مستقیما از مواهب اقتصادی آن ازجمله جذب سرمایه‌گذار و جذب گردشگر بهره‌مند می‌شوند و از طرفی دیگر می‌توانند کارنامه مدیران و مسئولان شهر را در حوزه‌های مختلف به قضاوت بنشینند و درباره آینده شهر خود تصمیمات بهتر بگیرند.

            گروه دیگری که می‌توانند از مزایای رتبه‌بندی شهرها بهره‌مند شوند بخش خصوصی به‌ویژه سرمایه‌گذاران هستند که تصویری دقیق و درکی درست از وضعیت شهر موردنظر به‌دست می‌آورند و با چشم باز اقدام به تصمیم‌گیری می‌کنند. نا‌گفته پیداست که در این رتبه‌بندی‌ها کاستی‌های مهمی ازجمله کاستی‌های روش‌شناختی و نیز نقص داده‌ها و اطلاعات وجود دارد که می‌تواند نتایج را تحت‌تاثیر قرار دهد و به‌ همین‌ دلیل جامعه بین‌المللی در راستای تشکیل مراکزی برای گردآوری داده‌های دقیق و مبتنی‌بر واقعیت در‌حال تلاش است. بنابراین اگرچه باید این رتبه‌بندی‌ها را با دیده تردید نگریست، اما نفس رتبه‌بندی و مزایای آن زیر سوال نمی‌رود. با این تفاسیر رتبه‌بندی شهرهای کشور ما براساس معیارهای مختلف نیز که تاکنون موضوعی فراموش شده و کم‌اهمیت تلقی شده، اینک باید به بحثی محوری در محافل علمی و اجرایی کشور تبدیل شود و سازمان‌ها و ارگان‌های متولی با تکیه بر آمار و اطلاعات دقیق اقدام به رتبه‌بندی شهرها کنند. این امر هم به شهرها کمک خواهد کرد و هم مدیران و تصمیم‌سازان را با واقعیت‌ها مواجه خواهد ساخت.

             منبع : روزنامه فرهیختگان
            تاریخ انتشار : 1398/06/02
            [مخفی] [مطلب کامل]
            می‌پسندم دیدگاه اشتراک
            Avatar Image

              تارنمای دکتر سیدمحسن طباطبائی مزدآبادی

              اقتصاد | ۳ ماه قبل | کد خبر: ۷۰۲

              ادغام بانک‌ها و موسسات مالی

              در عصر‌ گذار و تحول، خرید سریع‌تر از ساختن می‌تواند سبب پیشرفت شود. دینامیک بالای رقابت تحت‌تاثیر تکنولوژی و جهانی‌شدن، باعث شده ادغام و جذب چیزی بیش از یک گزینه و به‌عنوان یک ضرورت، پیش روی شرکت‌ها، بانک‌ها و موسسات باشد. به‌نظر می‌رسد از منظر جهانی، درها برای افزایش ادغام و جذب در بانک‌ها و بازارهای سرمایه در سال 2019‌، در‌حال باز‌شدن بوده و بسیاری از سازمان‌ها تمایل دارند و آماده انجام معاملات هستند. عوامل متعددی موجب میل فزاینده به ادغام شده که عبارتند از: اصلاحات مالیاتی، قوانین زیست‌محیطی سازگار با تجارت، افزایش نرخ ‌بهره و سطوح سرمایه‌ای وسیع.

              [ادامه] [مطلب کامل]

              با وجود این، فشارهای ساختگی اقتصاد‌ کلان ممکن است در سال 2020 رکودی عمیق را رقم بزند؛ بنابراین سازمان‌هایی که به فرصت‌های بازار می‌اندیشند باید خیلی زود تصمیم بگیرند. سال 2018‌، سالی نسبتا قوی در زمینه ادغام، به‌طور کلی و ادغام بخش بانکی، به‌طور خاص بوده است. در 6 ماهه اول سال 2018، ادغام در بازارهای جهانی به‌سطح 11 سال پیش یعنی پیش از وقوع بحران بزرگ رسیده است و طبق گزارش‌ها حجم معاملات ادغام در این برهه، معاملات کلان با حجم پنج میلیارد دلار و بالاتر از آن ثبت شده و میزان کلی آنها به حدود 3.5 تریلیون دلار رسیده است. در جهان در بخش بانکی طی سال 2017 در زمینه ادغام و جذب، 697 معامله به ارزش 108 میلیارد دلار به ثبت رسیده است. همچنین بالاترین میزان جذب و ادغام، مربوط به کشورهای ایالات متحده، کانادا و استرالیا بوده است و انگلستان، کانادا و شیلی مهم‌ترین مقاصد سرمایه‌گذاری بوده‌اند.

               ادغام بانک‌ها و موسسات مالی در کشور ما موضوعی است که در دستورکار مجموعه تصمیم‌گیران اقتصادی کشور قرار گرفته و گام‌های نخست آن نیز برداشته شده است، اما برای توفیق بیشتر در این تصیم نیازمند واکاوی ابعاد آن هستیم. ادغام نیز به مانند دیگر فعالیت‌ها و معاملات انسان دارای دو جنبه پیروزی و شکست است، بنابراین باید تجارب ادغام‌های موفق و شکست‌خورده در دنیا را به‌خوبی تحلیل کنیم. وقتی صحبت از شکست ادغام به‌میان می‌آید، ادغام دو شرکت Time Warner وAOL که جزو بزرگ‌ترین کمپانی‌های رسانه‌ای ایالات متحده بودند، قابل ذکر است که بزرگ‌ترین اشتباه تاریخ کسب‌وکار و یک شکست کامل محسوب می‌شود که 98 میلیارد دلار زیان به بار آورد.

              محققان، دلایل فرهنگی و عدم هدایت صحیح فرآیند ادغام و نبود تجربه کافی در مدیریت تغییر و تحول را از دلایل اصلی شکست پروژه ادغام بیان کرده‌اند. از دیگر ادغام‌های شکست‌خورده می‌توان به ادغام مایکروسافت با نوکیا اشاره کرد. این ادغام زمانی صورت گرفت که دیگر دیر شده بود و مایکروسافت در یک اشتباه راهبردی-زمانی دست به خرید نوکیا به مبلغ هفت میلیارد دلار در سال 2014 زد که جنگ را به اپل و پلتفرم اندروید باخته بود و مجبور به کاهش 15هزار نفری نیروی انسانی شرکت نوکیا شد. درواقع اینجا شکست، زمینه و دلیل تکنولوژیکی داشت. ادغام شکست‌خورده دیگری، ادغام گوگل با شرکت نست (nest) بود. گوگل برای جبران عقب‌افتادگی خود در زمینه سخت‌افزار که همپای رشد این شرکت در زمینه نرم‌افزار نبود، در سال 2010 در معامله‌ای 2/3 میلیارد دلاری، اقدام به خرید شرکت نست کرد که در زمینه ساخت خانه‌های هوشمند و ابزارهای سخت‌افزاری ساخت منازل هوشمند فعالیت می‌کرد که این کار را از طریق جذب دو تن از مهندسان سابق اپل انجام داد. اما به‌دلیل مشکلات داخلی شرکت گوگل و عدم همخوانی سیاست‌های داخلی دو شرکت، مهندسان گوگل را ترک کردند.

              زیان 9 میلیارد دلاری ناشی از ادغام دو شرکت «اچ ‌پی» و اتونومی، ادغام شکست‌خورده بین گوگل و موتورلا، زیان بالای ناشی از ادغام آلکاتل و لوسنت در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات، خرید شرکت خودروسازی روور (rover) توسط شرکت بی‌ام‌دبلیو (BMW) در سال 1994 که به‌خاطر تفاوت‌های فرهنگی دوشرکت به شکست انجامید و بی‌ام‌دبلیو مجبور به فروش این شرکت به کمپانی فورد شد، فقط تعدادی از این ادغام‌های شکست‌خورده در حوزه‌های مختلف هستند. در زمینه بانکی نیز داستان‌های مشابهی وجود دارد. ادغام شرکت سرمایه کانتری واید در بانک آمریکا در سال 2008 که در اثر ترکیدن حباب مسکن و زیان بخش املاک و مستغلات به شکست انجامید و وال‌استریت ژورنال از آن به‌عنوان بدترین معامله در تاریخ مالی آمریکا یاد کرد، یکی از این نمونه‌هاست. ادغام دویچه‌بانک و بانکرز تراست مثال دیگری در این خصوص است. در اواسط دهه 1990‌، دویچه‌بانک برای رقابت با بانک‌های وال‌استریت مانند جی‌پی‌مورگان و گلدمن‌ساکس اقدام به جذب و ادغام موسساتی مانند بانکرز تراست کرد، اما این موسسه در آن زمان دارای دارایی‌های سمی بود. سرمایه‌گذاری‌هایی با ریسک بالا کرده بود و حسابرسی تقلبی داشت، به‌هرحال تحت‌تاثیر این ادغام برای مدتی دویچه بانک به‌عنوان بزرگ‌ترین بانک جهان شناخته شد، اما بعدها میلیاردها دلار را به‌خاطر این ادغام قمارگونه از دست داد.

              در پایان باید گفت ادغام و تملیک، همانند بسیاری از فرآیندها و کسب‌وکارهای مالی دیگر، دارای ریسک‌های مخصوص به خود است که باید به مدیریت آنها پرداخت. مواردی مثل انحصاری‌شدن، رشد کردن و بزرگ شدن، ریسک‌های بدهی (اهرم مالی) بالا و ورشکستگی، مشکلات مربوط به ایجاد انسجام و هماهنگی بین شرکت‌ها، اختلاف در قوانین و مقررات، اختلاف‌ها و مشکلات حاصل از ترکیب منابع انسانی شرکت‌های هدف، مسائل سیاسی، مباحث مالیاتی و تغییر در ارزش سهام سهامداران ازجمله ریسک‌هایی هستند که در فرآیند ادغام و تملیک وجود دارند که باید براساس اصول علمی، به شناسایی و مدیریت آنها پرداخت و ادغامی موفق خواهد شد که با تکیه بر شناخت دقیق ابعاد و جوانب موضوع صورت گیرد.

              منبع : روزنامه فرهیختگان
              تاریخ انتشار : 1398/04/17

              [مخفی] [مطلب کامل]
              می‌پسندم دیدگاه اشتراک
              Avatar Image

                تارنمای دکتر سیدمحسن طباطبائی مزدآبادی

                جامعه | ۳ ماه قبل | کد خبر: ۷۰۰

                حیات شبانه، چیستی و چرایی

                طرح برنامه‌ریزی و بسترسازی احیای زیست شبانه که توسط شورای شهر تهران و در صدوبیست‌ودومین جلسه این شورا تصویب شد این روزها به عرصه‌ای برای بحث و سوء‌تفاهم تبدیل شده و موافقان و مخالفانی پیدا کرده است.

                [ادامه] [مطلب کامل]

                در این خصوص باید عنوان کرد واژه حیات شبانه یا زیست شبانه به‌طور معمول به فعالیت‌های اجتماعی در فضاهای تجاری شهری اشاره دارد. حیات شبانه موضوع جدیدی نیست بلکه در شهرهای اروپا سابقه آن به قرن هجدهم برمی‌گردد. در حقیقت زیست شبانه همزاد افزایش شهرنشینی و شهرگرایی است. در قرن هجدهم با روشن شدن معابر شهری توسط چراغ‌های گازی، خود همین روشنایی به یک جاذبه تبدیل شد و بسیاری از عکاسان برای عکس گرفتن از خیابان‌های نورانی در شب به این مکان‌ها می‌رفتند. متعاقب این موضوع کم‌کم رستوران‌ها، مراکز تفریحات شبانه و سالن‌های پذیرایی نیز در شب باز شدند و نیروی پلیس حرفه‌ای جایگزین نگهبانان سنتی شبانه شد و نور با ایمنی پیوند خورد.

                کتابخانه‌های عمومی فعال شدند و جلسات اخلاقی شبانه در کلیساها برقرار شد. روشنایی الکتریکی در اواخر قرن نوزدهم نقطه عطف دیگری در حیات شبانه شهرهای غربی است. کاهش تدریجی ساعات کار و افزایش درآمد نیز باعث گسترش زندگی شبانه شد و اوقات فراغت اندک‌اندک جای خود را در زندگی شهری باز کرد. قرن بیستم تا چنددهه انتهایی این قرن تحت‌تأثیر اتفاقات سیاسی و اجتماعی حیات شبانه دچار افول شد. افزایش جرم در دهه‌های ۱۹۶۰و ۱۹۷۰موجب کاهش زیست شبانه، به‌خصوص در شهرهای آمریکا شد، شورش‌های شهری به ترس از فضاهای عمومی انجامید و کسب‌وکارهای شبانه بسته شدند.

                اما از اواخر قرن بیستم به این سو شهرها، به‌ویژه تحت‌تأثیر پارادایم توسعه پایدار به‌طور فزاینده‌ای زیست شبانه را تبلیغ می‌کنند و هدف اصلی تقویت مناطق تجاری و تشویق احساس هیجان شهری است و اینک زیست شبانه به‌عنوان جزو مهمی از زندگی اقتصادی شهر به‌شمار می‌رود. همانطور که اشاره شد شهرها امروزه برای زیست شبانه برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری می‌کنند.

                نیویورک هویت خود را با عنوان شهری که هرگز نمی‌خوابد تعریف کرده است و زیست شبانه یک پیشران مهم اقتصادی و فرهنگی برای نیویورک است و ۲۵هزار مؤسسه و بنگاه و بنا در سراسر شهر شبانه فعال هستند. صنعت زیست شبانه نیویورک ۲۹۹هزار شغل ایجاد کرده و بیش از ۱۹میلیارد دلار عایدی مستقیم اقتصادی داشته است و فقط در سال ۲۰۱۶ بیش از ۶۹۰میلیون دلار مالیات و عوارض نصیب شهر نیویورک کرده است.

                همچنین لندن شهری است که زندگی در آن تازه بعد از تاریک شدن هوا آغاز می‌شود و ارزش اقتصاد شبانه این شهر سالانه بیش از ۲۶میلیارد یورو است و از هر ۸نفر شاغل در لندن یک نفر مربوط به این بخش است، اما همچنان تلاش می‌کند و بر این باورند که هنوز جا برای رشد و پیشرفت باقی مانده است. برلین نیز که به عنوان یک کلانشهر پرجنب و جوش و خلاق شهرت دارد بخشی از این شهرت خود را مرهون تاریخ طولانی و فرهنگ زندگی شبانه این شهر است.

                در مجموع محدودیت‌هایی مانند دمای بالای روز، آلودگی فضاهای شهری و ترافیک ناشی از کار و فعالیت در روزها باعث شده است تمرکز روی شب‌ها بیشتر شود. اساس مفهوم «شهر شب» انباشتگی و تراکم فعالیت‌های شبانه است که نوعی پویایی را در شهر ایجاد کرده و در جهت افزایش رونق اقتصاد شهرها به کار می‌رود. از مزایای شهر شب می‌توان به ایجاد فرصت‌های شغلی جدید، ارتقای اقتصاد محلی و گشودن پنجره‌ای برای واکاوی اقتصاد شهر اشاره کرد. همچنین گردشگری شبانه کیفیت زمان فعالیت افراد را افزایش داده و سلامت اجتماعی را ارتقا می‌بخشد.

                اکوسیستم حیات شبانه شامل کارکردن شبانه، لذت‌بردن از شب و مدیریت زیست شبانه است و شامل بخش‌ها و زیرمجموعه‌های مختلفی است که باید مورد واکاوی قرار گیرند. این زیرمجموعه‌ها شامل خدمات مواد غذایی و خوراکی (رستوران‌ها، کافی‌شاپ‌ها و...) خدمات هنری شامل گالری‌ها، فستیوال‌ها، نمایشگاه‌ها، موزه‌ها، تئاترها، سالن‌های سینما، سالن‌های موسیقی، کنسرت و... می‌شود که بخش مهمی از اقتصاد زیست شبانه را شامل می‌شوند و در شهری مانند نیویورک این بخش به‌تنهایی سالانه بیش از یک میلیارد دلار خروجی اقتصادی داشته است.

                زیرمجموعه دیگر، سالن‌های بازی و سرگرمی هستند که فضاهای مفرح فرهنگی و عملکردی با عنوان «خودتان انجام دهید» را شامل می‌شوند که شهروندان در آن مبادرت به انجام کاری مانند نقاشی‌کشیدن، طراحی، قصه‌گویی، نقالی، پانتومیم، صنایع‌دستی و... می‌کنند. زیرمجموعه دیگر، بخش ورزش است که فضاهای ورزش خانوادگی مانند کوچه‌های بولینگ، فضای بازی کودکان، ورزش‌های گروهی، بیلیارد و... است و به‌طور کلی تنها یک یا ۲ زیرمجموعه دیگر در فضای حیات شبانه در شهرهای غربی وجود دارد که با مبانی دینی و فرهنگی ما سازگار نیست و بنابراین بخش اعظمی از این صنعت قابلیت پیاده‌سازی‌ در شهرهای کشور ما را دارد.

                ناگفته پیداست که برنامه‌ریزی و اجرای این طرح نیازمند هم‌افزایی نهادهای مختلفی ازجمله نهادهای نظامی و امنیتی است. مجوزهای قانونی باید برای آن گرفته شود و دارای پیوست‌های ایمنی، زیست‌محیطی، فرهنگی و کالبدی باشد. ارگان‌ها و سازمان‌هایی که با حیات شبانه شهر درگیر هستند هرکدام از دریچه و نگاه خود با مسائل، مشکلات، تنگناها و فرصت‌ها آشنایی دارند و هرکدام راه‌حل‌های خاص خود را دارند. آنها همچنین دارای شیوه‌های خاص گردآوری داده‌ها و تجزیه و تحلیل اطلاعات خاص خود هستند. به اشتراک‌گذاری این داده‌ها و اطلاعات ارزش آنها را بالا می‌برد و به توفیق کلی برنامه می‌انجامد.

                عنوان شهردار شب که برخی از شهرها آن را به کار برده‌اند ناظر بر هم‌افزایی، مدیریت هماهنگی و پاسخگویی مدیریت شهری درخصوص حیات شبانه است که این فرد به‌عنوان نقطه کانونی تمام فعالیت‌ها عمل می‌کند و به تمام جوانب اقتصاد شبانه شهر پاسخگوست. با این تفاسیر به‌نظر می‌رسد بسیاری از نگرانی‌ها در مورد زیست شبانه در کلانشهر تهران و دیگر کلانشهرهای کشور ناشی از عدم‌شناخت و اشراف بر ابعاد موضوع باشد. شهر مشهد مقدس به‌واسطه بارگاه نورانی امام‌رضا(ع) نوعی از زیست شبانه با رویکرد مذهبی و فرهنگی را به نمایش می‌گذارد که می‌تواند الگویی مناسب برای دیگر کلانشهرهای کشور باشد. زیست شبانه هیچ‌گاه به مفهوم ابتذال و پشت پا زدن به شئونات و چارچوب‌های فرهنگی، عقیدتی و مذهبی شهروندان نیست بلکه به مرور می‌تواند احیاگر و تقویت‌کننده این باورها باشد.

                 

                منبع : روزنامه همشهری
                تاریخ انتشار : 1398/04/06

                [مخفی] [مطلب کامل]
                می‌پسندم دیدگاه اشتراک
                Avatar Image

                  تارنمای دکتر سیدمحسن طباطبائی مزدآبادی

                  مقالات و تألیفات | ۳ ماه قبل | کد خبر: ۷۰۱

                  کتاب مدیریت آموزش و تحول سازمانی (با تأکید بر سرمایه خلاق شهرها)

                  توسعه شهري را مي‌توان به معني تغييرات در كاربري زمين و سطوح تراکم، جهت رفع نيازهاي ساكنان شهر در زمينه مسكن، حمل‌و‌نقل، اوقات فراغت، غذا و غيره، در راستای…

                  [ادامه] [مطلب کامل]
                  کتاب : مدیریت آموزش و تحول سازمانی (با تأکید بر سرمایه خلاق شهرها)
                  ناشر : انتشارات کوهسار
                  سال انتشار : 1398
                  توضیحات :کتاب مورد تقدیر اساتید دانشگاه علامه طباطبایی و دانشگاه شهید بهشتی

                  توسعه شهري را مي‌توان به معني تغييرات در كاربري زمين و سطوح تراکم، جهت رفع نيازهاي ساكنان شهر در زمينه مسكن، حمل‌و‌نقل، اوقات فراغت، غذا و غيره، در راستای توسعه اقتصادی و فرهنگی، تعریف کرد. توسعه شهری، به معنی پیشرفت همه‌جانبه انسان و محیط پیرامونی آن می‌باشد. این توسعه، امکان بهره‌مندی عادلانه مردم از پیشرفت‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حفظ و توسعه محیط را در پی دارد. اقتصاد شهري، با استفاده از ابزارهای اقتصادی، مسائل و مشکلات شهری را بررسی و ارزیابی می‌کند. توسعه و برنامه‌ريزي شهرها در گذشته، بیشتر به زير‌ساخت‌هاي فيزيكي؛ نظير آب، برق، راه‌ها، حمل‌و‌نقل، انرژي و غيره كه شكل جامع يا كالبد آن را تشكيل مي‌دهند، توجه کرده است. با توجه به نکات فوق و از آنجا که پايداري اجتماعي شهرها، به آساني با طراحي فيزيكي به دست نمي‌آيد، در این کتاب تلاش شده است که به جایگاه سرمایه‌های انسانی در نیل به توسعه سرمایه‌های شهری، پرداخته شود؛ زیرا امروزه افراد جامعه به عنوان سرمايه‌هاي انساني و اجتماعي، نقش کلیدی را در توسعه پايدار دارند و از این بین، سرمایه‌های انسانی سازمان‌های خدماتی؛ نظیر شهرداری‌ها و بانک‌ها نقش بسزایی در توسعه پایدار شهری دارند. با توجه به مطالعات و پژوهش‌های مطرح شده در این زمینه باید اذعان داشت که مهم‌ترین شاخص توسعه سرمایه‌های انسانی و بالطبع توسعه سرمایه‌های شهری، بحث آموزش‌های سازمانی می‌باشد. در این راستا، در این کتاب، به مباحث نقش مدیریت شهري و بانک‌ها در توسعه سرمایه‌های انسانی و توسعه سرمایه‌های شهری، پرداخته شده است.

                  شهرداري، به عنوان نهادی مردمي در تلاش است تا با تعريف اهداف و برنامه‌هاي اثربخش در حوزه شهری در هزاره سوم، به كاهش استرس‌ زندگي شهري، دستيابي به اهداف توسعه پايدار و مديريت شهري موفق، نایل گردد. مسئولیت شهرداری برای رسیدن به این مهم، بسیار سخت و دشوار است و نیاز به نیروی انسانی دلسوز، ماهر و متخصص دارد. برای تربیت سرمایه‌های انسانی، آموزش همراه با اِعمال صحيح مديريت، ضروري است. اقتصاددانان معتقدند آنچه در نهايت، خصوصيت روند توسعه اقتصادي و اجتماعي يك كشور را تعيين مي‌كند، منابع انساني آن كشور است، نه سرمايه يا ديگر منابع مادي. منابع انساني، سرمايه‌ها را متراكم مي‌سازند، از منابع طبيعي بهره‌برداري مي‌كنند، سازمان‌هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي را به‌وجود مي‌آورند و توسعه ملي را پيش مي‌برند؛ از این رو، از ابعاد اقتصاد مقاومتی که در سیاست‌های کلی ابلاغی مقام معظم رهبری (زید عزه) به آن تأکید شده است، تأمین و فعال‌سازی کلیه امکانات و منابع مالی و سرمایه‌های انسانی و علمی کشور به منظور توسعه کارآفرینی و افزایش سهم سرمایه انسانی از طریق ارتقاي آموزش می‌باشد. بنابراین، در این کتاب، چهار گام اصلی فرایند آموزش سازمانی؛ یعنی نیازسنجی، برنامه‌ریزی، اجرا و ارزشیابی نتایج آموزش، مورد بررسي قرار گرفته است. همچنین، در برخی فصول آن، نمونه عملی طرح پژوهشی، به عنوان نمونه کاربردی برای سازمان‌ها به‌ویژه شهرداری و بانک‌ها، بیان شده است. به دليل عوامل متغير شهری، برخي از مسائل و نيازهاي شهرداری و بانک، در حال تغییر و تجدید هستند؛ بنابراین باید متناسب با مسائل سازماني آنها به طراحي و اجراي آموزش‌هاي متناسب، پرداخته شود. از این ‌رو، نیاز به بومی‌سازی آموزش در اين سازمان‌ها بیش از پیش احساس مي‌شود. در این راستا، بر آن شدیم که کتابی کاربردی در زمینه مدیریت آموزش در شهرداری و بانک، تدوین کنیم و اين امر مي‌تواند مقدمه‌ای براي تدوین نظام جامع آموزش برای شهرداری و بانک‌ها باشد. به این منظور برای تألیف این کتاب، طرح‌های پژوهشی متعددي، تدوين و عملياتي شد.

                  این کتاب در نه فصل تنظیم شده است:

                  در فصل اول، به تعریف مفاهیم و اصطلاحات مرتبط با سازمان از جمله رفتار سازمانی، فرهنگ سازمانی، رفتار سازمانی شهروندی، جو سازمانی تحول سازمانی و دیگر مفاهیم پرداخته شده است.

                  فصل دوم، آموزش و بهسازي منابع انسانی، تاریخچه، ضرورت اهداف و مدل‌های کاربردی فرایند آموزش سازمانی را معرفی می‌کند.

                  در فصل سوم، تعریف نیازسنجی و ضرورت آن در سازمان‌ها، الگوهای نیازسنجی آموزشی کاربردی، فنون نیازسنجی و نمونه عملی نيازسنجي آموزشی در شهرداری بیان می‌شود. با توجه به پژوهش صورت گرفته، نمونه عملی واکاوی نیازهای آموزشی با رویکرد تجزیه‌و‌تحلیل شغل نیز درج شده است.

                  در فصل چهارم، برنامه‌ریزی آموزشی، عناصر برنامه آموزشی، تقویم و بودجه‌های آموزشی، محتواي برنامه درسي آموزش كاركنان، اصول سازماندهي محتواي آموزشي، اصول حاکم بر تعيين محتواي برنامه آموزشي و مواد آموزشي و استفاده از مدل Akker  در طراحی دوره‌های آموزشی توضیح داده می‌شود.

                  فصل پنجم، به اجرای دوره‌های آموزشی، شرايط اجرايي دوره آموزشي،‌ محتواي آموزش سازماني و روش‌هاي آن پرداخته و در ادامه، دو نمونه عملي از اجراي بهينه آموزش‌هاي الكترونيكي و تأثير آن بر عملكرد اقتصادي مديران در شهرداري تهران و امكان‌سنجي اجراي آموزش از طريق موبايل در شهرداري تهران، بيان می‌شود.

                  در فصل ششم، ارزشیابی و الگوهای ارزشیابی دوره‌های آموزشی سازمانی و نمونه عملی ارزشيابي با محاسبه نرخ بازگشت سرمایه در شهرداری تهران، مطرح می‌شود و با توجه به پژوهش صورت گرفته، نمونه عملی ارزیابی اثربخشی دوره‌های تخصصی براساس مدل کرک پاتریک نیز درج شده است.

                  در فصل هفتم، استانداردسازی کیفیت آموزشی و نمونه‌ای عملی از مدیریت کیفیت در آموزش و بهسازی در شهرداری، تشريح مي‌گردد.

                  فصل هشتم به نقش آموزش در توسعه سرمایه‌های شهري می‌پردازد.

                  فصل نهم کتاب به بررسی سرمایه خلاق شهرها از منظر تحول سازمانی پرداخته است.

                  امید است که اين كتاب بتواند مرجعی علمی و عملي برای مدیریت آموزش سازماني در سازمان‌ها، به‌ویژه شهرداری‌ها و بانک‌ها باشد.

                  [مخفی] [مطلب کامل]
                  می‌پسندم دیدگاه اشتراک
                  Avatar Image

                    تارنمای دکتر سیدمحسن طباطبائی مزدآبادی

                    اقتصاد | ۳ ماه قبل | کد خبر: ۶۹۹

                    برند و برندسازی

                    طبق نظر محققان، خرید یک فرآیند چند مرحله‌‌ای است که شامل احساس نیاز و تصمیم به خرید، جست‌‌وجوی اطلاعات درمورد کالا یا خدمات مورد نظر، ارزیابی گزینه‌‌های مختلف، اتخاذ تصمیم نهایی درمورد خرید و انتخاب گزینه و درنهایت ارزیابی محصول پس از خرید است.

                    [ادامه] [مطلب کامل]

                    مصرف‌‌کنندگان ممکن است از برخی از این مراحل پرش کرده و مسیر معکوس را طی کنند. به هر ترتیب بسیاری بر این باورند که مصرف‌‌کنندگان برای خرید همیشه به اندازه کافی‌، دانش، اطمینان و آگاهی ندارند و به همین خاطر ترجیح می‌‌دهند به‌‌رغم هزینه‌‌های بالاتر به سراغ مارک‌‌های معروف‌‌تر بروند و ریسک کمتری را متحمل شوند. با این تفسیر، برندسازی علاوه‌‌بر آنکه بازاریابی محسوب شده، نوعی اطمینان‌‌بخشی به مشتری نیز قلمداد می‌‌شود. امروزه با توجه به تغییرات فوق‌‌العاده سریع بازار جهانی و افزایش رقابت‌‌پذیری، مدیریت برند اهمیت بالایی پیدا کرده است. مدیریت برند موثر و کارآمد، تمایز محصول را سبب شده و وفاداری مشتری را ارتقا داده و درنتیجه سهم بازار را افزایش می‌‌دهد. امروزه برندیابی و مدیریت برند از شرکت‌‌ها و کارخانه‌‌ها به عرصه شهرها نیز کشیده شده است و شهرها در تلاش برای خلق برندی منحصر‌‌به‌‌فرد و بی‌‌نظیر از خود هستند. برندسازی شهری امروزه به‌‌طور ویژه‌‌‌‌ای مورد توجه محافل علمی، سیاستگذاران و تصمیم‌‌گیران شهری است. شهرها در سراسر جهان برای جذب گردشگر، سرمایه، استعدادها و نخبگان در حال رقابتند و در این راستا به‌‌طور فزاینده‌‌ای در پی برندسازی هستند.

                    می‌‌توان مدیریت برند شهرها را تلاش برای ایجاد آوازه و اعتباری دانست که قدرتمند و جذاب بوده و برای اهداف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مفید باشد و بتواند جوهره و اصالت مردم را منعکس کند. می‌‌توان گفت همچنان‌‌ که شرکت‌‌ها به مدیریت برند سازمان و کالاهای تولیدی خود می‌‌پردازند؛ شهرها نیز ‌‌باید به شهرت و آوازه‌‌ خود توجه کنند. این نگرش به تلاش برای طراحی، شکل‌‌دهی یا تغییر تصاویر ذهنی مخاطبان می‌‌پردازد، چراکه اعتبار و شهرت شهر راهنمای عمل بسیار خوبی برای گردشگر و سرمایه‌‌گذار مهیا کرده و میانبر اطلاعاتی ایجاد می‌‌کند که این امر علت اساسی علاقه اخیر بسیاری از شهرها به برند و نشان ویژه است. برند و برندسازی در راستای اهداف اقتصادی شهرها قرار دارد. جین جاکوبز، شهرشناس و شهرساز معروف، هدف شهرها را به‌‌طور مختصر و مفید ایجاد ثروت معرفی کرده و معتقد است شهری که نتواند خلق ثروت کند، نمی‌‌تواند کیفیت زیست شهروندانش را ارتقا بخشد. در چند دهه گذشته، اقتصادهای توسعه‌‌یافته از سمت تولید صنعتی به‌‌سوی خدمات و تکنولوژی تغییر جهت داده‌‌اند که این امر تا حدودی نقش جغرافیا را در موفقیت اقتصادی کمرنگ کرده است و به‌‌طور فزاینده‌‌ای شهرت، هویت و کیفیت ادراک‌‌شده تعیین می‌‌کند که استعدادها، منابع و سرمایه‌‌ها کجا سرازیر شوند. در ادامه به برند جهانی برخی از شهرها اشاره می‌شود؛ لندن در صدر برندسازی جهانی قرار دارد و به پایتخت سرمایه‌‌ها و پایتخت پایتخت‌‌ها شهرت دارد. گردشگران پیچیده و مرموز جهانی سرانجام از لندن سر در می‌‌آورند. مسافران در این شهر معمولا در بهترین حالت و وضعیت قرار دارند. آمار بیش از 30 میلیون بازدید‌‌کننده در سال نشان می‌‌دهد این شهر چه تصویر قدرتمند و جذابی از خود خلق کرده و همین امر باعث شده است که دپارتمان بازاریابی شهری در سال 2011 توسط شهردار این شهر و شرکای تجاری شهر راه‌‌اندازی شود. سنگاپور، نیویورک، پاریس و سیدنی در رتبه‌‌های بعدی بالاترین برندهای شهری هستند. سنگاپور؛ مرکز مالی جاه‌‌طلب آسیا که جاذبه عجیبی در زمینه نوآوری و سرزندگی شهری دارد و کمتر شهری را طی 50 سال گذشته می‌‌توان یافت که مانند سنگاپور از فقر و بی‌‌ثباتی سیاسی به چنین حدی از پیشرفت رسیده باشد. نیویورک نیز با ویژگی باز‌‌بودن، چگالی و میراث خلاقانه شهرگرایی، مقر چندملیتی‌‌ها و دو قرن پیشینه فکر، اندیشه، فیلم، موسیقی، هنر و کتاب است که ستایش جهان را به‌‌دنبال دارد و رویای آمریکایی را تعبیر می‌‌کند. پاریس که همه‌‌چیز را در خود نگه می‌‌دارد و قلب مقاصد جست‌‌وجوگران است و سیدنی که اگر موقعیتی منفک و ایزوله نداشت، می‌‌توانست در زمینه تعداد گردشگر، پاریس و لندن را به چالش بکشد؛ این شهر نمونه تمام و کمال تظاهر واقعی و مصداق عینی کیفیت زندگی مطلوب است.

                    اما برندسازی امری نیست که در خلأ اتفاق بیفتد، بلکه نیازمند معماری و طراحی برند است. به‌‌منظور ایجاد یک برند شهری قوی، مسیری پیچیده و طولانی باید طی شود. سیاستگذاران شهری باید روی مجموعه‌‌ای از ویژگی‌‌های شهر که می‌‌تواند مبنای ادراکات مثبت شود، متمرکز شوند؛ ویژگی‌‌هایی که وقتی از بازدید‌‌کننده سوال شود وقتی به این شهر فکر می‌‌کنید بلافاصله چه چیزی به ذهن شما متبادر می‌‌شود و این شهر تداعی‌‌کننده چیست؟ به‌‌روشنی جواب دهند. فرآیند شناسایی و توافق بر سر ویژگی‌‌ها، نیازمند مشارکت همه ذی‌‌نفعان شهر است نه یک اسم یا علامت دستوری دیکته شده و از بالا به پایین؛ بنابراین مدیر شهری باید با ذهن باز به استقبال برندیابی شهر برود. شهرهایی مانند بارسلونا و کوالالامپور سعی کرده‌‌اند ویژگی‌‌های نام تجاری خود را به‌‌عنوان بخشی از یک استراتژی جامع برندیابی دنبال کنند. به‌‌عبارتی برندآفرینی شهری یک راهبرد جامع و بلندمدت در کنار راهبرد توسعه شهری و راهبرد توسعه اقتصادی شهر است که خود شامل سلسله‌‌ای از راهبردها، فرآیندها و فعالیت‌‌های به‌‌هم‌پیوسته و یکپارچه است که درنهایت موجب ارتقای اعتبار و خوشنامی شهر میان سایر شهرها و افزایش توانمندی‌‌های رقابتی و بهبود زندگی شهروندان می‌‌شود. در شهرهای کشور ما نیز تلاش‌های مختصری در حوزه برندآفرینی شهری شده است؛ تهران‌‌ ام‌‌‌القرای جهان اسلام، تبریز پایتخت گردشگری، اصفهان پایتخت فرهنگی و... که اینها بخشی از این تلاش‌‌هاست.

                    همچنین برای خلق برندهای پایدار در کلانشهرها و شهرهای کشور، راه درازی در پیش است؛ چراکه برندسازی‌‌ای که از درون یک دالان پر‌‌پیچ‌‌و‌‌خم عبور می‌‌کند و تکامل می‌‌یابد، نیازمند برنامه‌‌ریزی و سرمایهگذاری است. برای اینکه ناخودآگاه ذهن گردشگران و جهانگردان را تسخیر کنیم و شهری را مطلوب و احترام‌‌آمیز جلوه دهیم، باید کلیشه‌‌ها و تصورات نامطلوب را از چهره شهر بزداییم و تصویری شفاف و آینده‌‌ای درخشان از شهر نمایش دهیم که جاذبه فراوانی داشته باشد.

                    منبع : روزنامه فرهیختگان
                    تاریخ انتشار : 1398/04/05

                    [مخفی] [مطلب کامل]
                    می‌پسندم دیدگاه اشتراک
                    Avatar Image